محمد حسن خان اعتماد السلطنه

633

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

تن طى مسافت مىنمود . . . » و كار به جائى كشيد كه « حاكم را جز بر اجابت مسئول او قوت گفتار نبود » و چون در عين حال خيلى جاه‌طلب بود به آسانى از ميدان در نمىرفت ، مخالفت علماء با او مصادف شد با انتشار دعوت باب و جريان قيام بابيهاى مازندران . ملا محمد على زنجانى هم عده‌اى از طرفداران خود را به مازندران به كمك آنها فرستاد و خودش به طرفدارى از باب برخاست . دولت براى اينكه قضيهء مازندران در زنجان پيش نيايد به حاكم زنجان امير اصلان خان مجد الدوله دائى شاه دستور داد كه او را به طهران روانه نمايد . مجد الدوله جرأت نكرد و ملا محمد على با دو هزار تن از طرفداران خود قيام كرد . دولت افواجى را به فرماندهى محمد خان امير تومان براى دفع آنها فرستاد و پس از شش ماه جنگهاى بسيار سخت و كشته شدن عدهء بسيار سرانجام دولت غلبه كرد . ملا محمد على هم در حين جنگ در چهل سالگى در 1267 كشته شد و خانوادهء او را به طهران بردند و از آنجا به شيراز تبعيد كردند . ملا محمد على « حجت » لقب داشت و گويا اين لقب را محمد شاه به او داده بود . وى مردى بود بسيار دلير ، خوش‌فكر ، جنگجو و جاه‌طلب . بطورى كه معروف است امير كبير گفته بود اگر من او را رئيس لشكر مىنمودم ( فتنهء باب ، ص 72 . . . ) ملا محمد على دست از اين مذهب برمىداشت ، زيرا كه در لشكركشى نظير نداشت و در حقيقت مخالفتهاى علماء و بىسياستى آنها بود كه شخصى چنين مقبول را كه صاحب ناسخ توصيف كرده است به يك ياغى ويرانگر دين و دنيا تبديل كرد و در اين باره سخنهاست كه مجال ذكر آن نيست ( براى شرح حال مفصل او رجوع شود به كتاب فتنهء باب و ديگر تواريخ قاجاريه ) . آقا سيد جعفر كشفى ( ص 63 - ص 38 چاپ اول ) نام پدرش ابو اسحق و دارابى الاصل و بروجردى الموطن ، از اهل علم و عرفان و از مفسرين قرآن بود . پدرش از داراب به اصطهبانات آمده ساكن شد و سيد جعفر در حدود هزار و صد و هشتاد و كسرى در اين قصبه متولد شد . وى در اوايل سن به نجف رفت . ضمن تحصيل به رياضيات شاقه پرداخت . با صاحب جواهر و مرحوم حاجى سيد محمد باقر حجة الاسلام معاصر و در زمان قيام پسرش پيرى سالخورده بود . مدعى بود كه هفتاد بطن قرآن را كشف كرده است و احتمالا از اين جهت « كشفى » لقب گرفته است و پسرش سيد يحيى نيز خود را « كشاف » لقب داده بود و اين دو لقب خواننده را به ياد كتاب معروف « الكشف من مشكلات الكشاف » كه شرحى بر كتاب كشاف زمخشرى است مىاندازد . وى معمولا در چهار شهر زندگى مىكرد : بروجرد ، اصفهان ، يزد و اصطهبانات و هرچند سال يك‌بار به يكى از اين شهرها مىرفت و دو سال توقف مىنمود و به كلى از